أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
276
قانون ( فارسى )
اما اگر گرمى بخواهد اعتدال مزاج را از خارج به هم زند ، قبل از هر چيز ، گرمى غريزى درون به مقاومت در برابر آن مىپردازد . مثلا در برابر سمهاى كشندهء گرم كه به بدن راه مىيابند ، فقط گرمى غريزى است كه مقاومت مىكند و دفعش مىنمايد و گوهر آن را بتباهى مىكشاند . گرمى غريزى ابزارى است در دست طبيعت كه وقتى گرمى زيانآور به بدن روى مىآورد ، روح را به بيرون راندن زيانآور مىگمارد و بخار را دور مىسازد و آن را مىگدازد و مادهء آن را مىسوزاند . همچنين وظيفه دارد كه زيان سرد وارد بر بدن را با ضد آنكه گرمى است دفع نمايد . اين خصوصيات به سردى تعلق نمىگيرد . كار سردى اين است كه با گرمى وارد ، در نزاع افتد و بازش دارد و به مقابله با سرد وارد آمده كارى ندارد . گرمى غريزى پاسدار رطوبتهاى غريزى است تا گرمى بيگانه بر آنها دست نيابد . اگر گرمى غريزى نيرومند باشد ، طبيعت مىتواند بوسيلهء آن در رطوبتها دستكارى كند و به پختگى و هضمشان برساند و خلط آنها را تامين كند زيرا رطوبتها در آن حالت پيرو طبيعتند و از گرمى بيگانه روگردان هستند و به عفونت نمىرسند . ليكن اگر گرمى غريزى ناتوان باشد طبيعت از رطوبتها كناره مىگيرد زيرا واسطهء بين طبيعت و رطوبتها ضعيف است ، به اين جهت رطوبتها متوقف مىشوند و از كار مىافتند و گرمى بيگانه بر آنها مىتازد و چيره مىشود و رطوبتها حركاتى غير طبيعى مىيابند و عفونت ظاهر مىشود . حرارت غريزى ابزار دست همه نيروهاست و سردى مخالف همه نيروها است . سردى در گوهر هيچ سودى ندارد و اگر نفعى خيزد از گرمى روىآور است . به اين جهت هم مىگويند گرمى غريزى و نمىگويند سردى غريزى . كسى كدخدائى بدن را به سردى نسبت نمىدهد ، بلكه گرمى را كدخداى تن مىدانند . 7 - نتيجهگيرى از خواب و بيدارى : اعتدال در خواب و بيدارى نشانهء اعتدال مزاج و بويژه نمايانگر نيكومزاجى مغز است . خواب بيشتر از حد نشانهء ترى و سردى مزاج است و بيخوابى زياد علامت خشكى و گرمى مزاج و بويژه معرف گرمى و خشكمزاجى مغز است . 8 - نتيجهگيرى از كنشها : اگر كنشها در مجراى طبيعى باشند و در آنها بيشوكمى روى ندهد دليل اعتدال مزاج است . اگر حركات كنشها رو به افراط نهادند دلالت بر گرمى مزاج دارد . اگر كنشها رو به سرعت نهند و سريعتر از حالت اعتدال گردند - مانند سرعت نشو و نما و سرعت رستن مو و سرعت رويش دندانها - نشانهء حرارت مزاج است . اگر كنشها به سست حركتى